كرم ريزون2

وقتي پشت فرمون بود موهاشو بكشيد

 

اگه خواس بزنتتون دستشو گاز بگيريد 3:

بعدم كه با اخم صورتشو طرفتون كرد دعواتون كنه،

زبونتونو بياريد بيرون و بگيد تررررر

تا تموم تفتون بريزه رو صورتش *_*

+خوشميگذره!


ادامه نوشته
امتیاز:
 

عيد

واقعا چي ميشه اگه سال 98 پر از آرامش و حس خوب باشه برامون؟

 

هرسال شخمي تر از پارسال :)

+ميخواستم مثبت بنويسم ولي حقيقتا خوشحال نيستم T_T


ادامه نوشته
امتیاز:
 

عاي هيت

+از آدمايي كه فكر ميكنن هرچي چس تر باشن جذاب ترن عميقا متنفرم :)

 


ادامه نوشته
امتیاز:
 

زمان

اصلا نفهميدم چيشد،باورم نميشه اين منم!

 

نميدونم دقيقا از كي و كجا اينهمه بي حس شدم

حرفاش و كاراش ديگه احساسمو قلقلك نميده

چون حس ميكنم خالص نيس مث قبلناش :(

خيلي حس گوهيه

ديشب سعي كردم بهش بفهمونم

كه ترسيدم و داره ميميره هرچي حسه خوبه تو وجودم...

ميدونم لج كردم با خودم!

هنوزم ميگم يا خودش ميشه"بايد بشه"يا با هيشكي نبايد بشه:)

+بايد بشه،"بايد"


ادامه نوشته
امتیاز:
 

:)

وايساده بودم بالاي تخت

 

پايين تخت وايساده بود

داشتم لباسشو تنش ميكردم

يهو دسشو انداخت دور كمرم منو كشيد تو بغلش

گفت چقد كوچولويي اندازه فندقي :)))

+خنده رو لبام خشك شد و كلمه فندق هي تكرار ميشد تو سرم!


ادامه نوشته
امتیاز:
 

تعطيلات عيد

+اين قسمت:دوست مكان آور :)

 


ادامه نوشته
امتیاز:
 

مظلوم

سرمو گزاشته بودم رو بازوش و داشتم تو چشاش نگا ميكردم

 

سكوت بود!

بعده چن ديقه يهو گف اينطوري نگام نكنا

هرچي مظلوميته تو چشاته خر ميشم

مردشور چشاتو ببرن


ادامه نوشته
امتیاز:
 

عصاب شيري

جديدا وقتي عصباني ميشم مغزم كار نميكنه

خيلي عصبي تر از قبل شدم...

امشب داييم سر مامانبزرگم داد زد و ازونجايي كه

من بشدت رو مامانبزرگم حساسم قاطي كردم و دهنمو وا كردم

دعوامون بالا گرفت دستشو برد بالا بزنتم كه قبل اون محكم زدم تو گوشش!

و طبيعتا اونم افتاد سرم :/

اومده بودن جدامون كنن نگهش داشته بودن كه من موتورم خاموش نميشد

لگد پرون فش ميدادم بش

مامانبزرگمو هل داد بياد سمتم بزنه منو كه خون جلو چشمو گرف

رفتم از آشپزخونه يه چاقو بزرگ برداشتم به قصد كشت رفتم سمتش كه گرفتنم!

به خودم اومدم ديدم مامان آبقند ميخوره

خاله قلبش درد گرفته،مامانبزرگ هم گريه ميكرد

دايي هم از خونه زد بيرون

+حلقم مزه خون ميده انقد داد زدم ولي پشيمون نيستم :)


ادامه نوشته
امتیاز:
 

خوش چس

داشتم فكر ميكردم كه كاش انقد پولدار بودم كه ميتونستم

 

حداقل صدتا خانواده نيازمند رو تامين كنم

يه كارخونه و شركت بزرگ ميداشتم كه كلي جوون توش مشغول به كار ميشدن

انقد ميداشتم كه چنتا كودك كار و كودك بي سرپرست رو تامين كنم

اما در حال حاضر موجودي كيفم ده هزار تومن بود كه ده تومن ديگه هم از

جيب داداشم كش رفتم كه نت بخرم 

حقيقتش الان كيف پولم مث دلتون پاكه =))

+چقد خوش چسي شما ووي *_*


ادامه نوشته
امتیاز:
 

آخرم كش اومد

آي دو ايت :((

 

فاك تو لايفم ×_×

تو اين موقعيت و دوروز مونده به تموم شدنش...

بدجوري فاك فاكي شدم اينروزا :)

+زخم شديم آقاي قاضي!


ادامه نوشته
امتیاز:
 
[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ][ ۹ ][ ۱۰ ][ ۱۱ ][ ۱۲ ][ ۱۳ ][ ۱۴ ]